تبليغاتX
سرقفلی - من به کروبی رای میدهم
نوشتن برای فراموش کردن است نه به خاطر آوردن

از زماني كه زمزمه هاي انتخابات شروع شد همه متفق القول به دنبال كانديدايي بوديم كه حضورش باعث رفتن آقاي احمدي نژاد شود!
ابتدا صحبت از چهره هايي مانند عبدالله نوري بود و بعد هم خاتمي!
وقتي صحبت از كانديد شدن خاتمي بود، من به شدت مخالف بودم و اين كار را يك درجا زدن براي كشور ميدانستم!
خاتمي 8 سال رياست كرده بود و بازگشت به او دليل موجهي جز اينكه ما دوستش داشتيم نداشت!
در همان زمان بود كه صحبت از حضور ميرحسين شد و جمله ي معروف يا من يا ميرحسين!
آن زمان من شخصا علاقه مند بودم ميرحسين كانديدا شود چرا كه :
من مهندس موسوي را شخصي ميدانستم كه 20 سال است به شرايط كشور اعتراض دارد و حكومت را به نوعي تحريم كرده است و بازگشت او ميتوانست آغاز يك دوره ي جديد حكومتي باشد!
من مهندس موسوي را شخصي ميدانستم كه به قدرت دل بستگي ندارد كه هيچ، با دست هاي پشت پرده ي سياست هم هيچ ارتباطي نداردو حتي از آن ها بيزار است!
من مهندس موسوي را شخصي ميدانستم كه در تصميمش اهل كوتاه آمدن نيست حتي اگر خيلي ها از او خواهش كنند!
من مهندس موسوي را شخصي ميدانستم كه گفته ميشد سال 84 براي قبول كانديداتوري رياست جمهوري خواستار داشتن اختيار صداوسيما و نيروي انتظامي شده است و اين نشان ميداد كه آن شخص اگر بيايد براي تغييرات مي آيد!

وقتي كه آقاي موسوي به دعوت انجمن اسلامي به دانشگاه تهران آمد،رفتم و صحبت هايش را شنيدم، آن زمان ميشد فهميد كه خيلي از اين تصورات اشتباه بوده است ولي من دلم نخواست بفهمم..دلم ميخواست فكر كنم ميرحسين موسوي همان است كه به دنبالش بوديم!
حتي مدتي دستبند سبز هم بستم... ولي هر روز واضح تر ميشد كه اين سيد عزيز،آن يوسف گم گشته نيست!
هر روز واضح تر ميشد كه ميرحسين،فرزند انقلاب،آن ليلي قصه ها نيست كه ما مجنون شويم و عيب هايش را نبينم!
من از 4 سال احساس حماقت كردن ميترسيدم!!

خوشبختانه شرايط جامعه و انتخابات به گونه اي شد كه بنا به گفته ي تمامي تحليل گران، كشيدن انتخابات به دور دوم با حضور احمدي نژاد و يكي از كانديداهاي اصلاحات واضح و مسلم است!
در اين شرايط و حداقل در دور اول ميتوان ديد را از" هركس به جز احمدي نژاد" وسيع تر كرد و به "چه كسي راي دادن" فكر كرد!
سعي كردم بدون تعصب،بدون احساس هاي ايجاد شده از رنگ بازي هاي جامعه، به شرايط كشور و به وضعيت كانديداها نگاه كنم و حالا من طرفدار شيخ اصلاحات،جناب آقاي كروبي، هستم !
و اما دلايل من براي انتخاب كروبي از بين دو نامزد اصلاحات آقايان كروبي و ميرحسين:

· تحزب امر جديدي در كشور ماست، و به عقيده ي خيلي ها مسير هدايت كشور به سمت و سوي دموكراسي واقعي از وجود احزاب ميگذرد!
حال آقاي كروبي رابه عوان رئيس حزب اعتماد ملي مقايسه كنيد با آقاي موسوي كه خود را عضو هيچ حزبي كه نميدانند هيچ، عضو هيچ حريان فكري خاصي نيز نميدانند!
با انتخاب آقاي كروبي ميتوان حزب داري را پاس داشت!

· ما ايراني ها هميشه ملت فراموشكاري بوده ايم!
فراموش نكنيم كه 4 سال پيش آقاي خاتمي را براي كوتاه آمدن در مواقع حساس سرزنش ميكرديم!
فراموش نكنيم هر 9 روز يك بحران را..
فراموش نكنيم روزهايي كه دلمان ميخواست رئيس جمهوري داشته باشيم كه با اتكا به راي مردم پا عقب نگذارد و تسليم نشود!
و نميدانم چه شده است كه حالا دل به كسي ميبنديم كه يك قدم ار آقاي خاتمي عقب تر رفته است و خود را اصول گراي اصلاح طلب مينامد!
بلاي مديريت كشور ما " مبهم گويي" است و نياز كشور ما تغييرات براي بازگشت به مصير اصلي!
من رئيس جمهوري ميخواهم كه صراحت لهجه داشته باشد، واضح عقايدش را بگويد،تاب هزينه دادن را داشته باشد نه آنكه يكي به نعل بزند و يكي به ميخ!

· يك دوستي زيبا ميگفت آقاي موسوي 4 ماه است كه تصميم گرفته است رئيس جمهور شود و براي آن برنامه ريزي ميكند و آقاي كروبي 4 سال است تصميم گرفته است رئيس جمهور شود و براي آن برنامه ريزي ميكند.
داشتن يك تيم قوي و كاركشته كه هر كدام صلاحيت اداره ي كشور را دارند و دادن برنامه هاي شفاف ميتواند اميد را براي داشتن يك دوره ي مديريتي خوب در كشور بازگرداند!
برگزاري جلساتي با حضور افرادي چون خانم بهاره رهنما و كيومرث پوراحمد براي حمايت ازآقاي موسوي خوب و هيجان انگيز است ولي من فكر ميكنم يك كانديدا بيشتر نياز به برقراري اتاق هاي فكر با حضور امثال دكتر نجفي است!

· بعضي از دوستان حمايت آقاي خاتمي و حزب هايي مثل مشاركت را از آقاي موسوي دليل حمايت خود ميخوانند!
من از اختلافات بين آقاي خاتمي و كروبي اطلاعي ندارم و آن را بيشتر يك بازي سياسي پشت پرده ميدانم ولي دليل حمايت حزب مشاركت و امثالهم را از ميرحسين واضح ميبينم!
بعد از كناره گيري آقاي خاتمي از انتخابات، با توجه به اختلافات به جا مانده از 4 سال پيش بين آقاي كروبي و حزب مشاركت( در قضيه ي تحصن نمايندگان)اين حزب دو راه بيشتر نداشت يا بايد بدون طرفداري از شخص خاصي فقط سكوت ميكرد كه نتيجه ي اين كار دور بودن از قدرت براي 4 سال ديگر و نوعي مرگ سياسي براي اين حزب بود يا اينكه با چشم پوشي از تفاوت افكار حزب و آقاي موسوي، از ايشان حمايت ميكرد و طبيعتا راه دوم را انتخاب كرد!
بنابراين لطفا حمايت اشخاصي چون كرباسچي و عبدي از آقاي كروبي را كه با تحليل حاصل شده است با حمايت بزرگاني چون حجاريان و محمد رضا خاتمي از آقاي موسوي كه با اجبار حاصل شده است مقايسه نكنيد كه تفاوت از زمين تا آسمان است!

· من ديگر با شنيدن شعار خدمتگزاري كهير ميزنم!
شعار هاي رئيس جمهور خدتگزار، خدمت به مستضعفين، گرفتن از جيب سرمايه دارها و ريختن در جيب فقرا و... متعلق به دهه ي شصت است!
ديگر دوره ي رئيس جمهوري كه از سر تواضع ( حتي براي مردم) كمر خم و راست كند گذشته است، كشور نياز به رئيس جمهوري دارد كه با افتخار سرش را بالا بگيرد و از موضع قدرت صحبت كند..از توان هاي يك رئيس جمهور حرف بزند!
كسي را ميخواهيم كه قدرت طلب باشد و ارزش قدرت را بداند!
كسي را ميخواهيم كه بداند رئيس جمهور آدم پر قدرتي است..آدم مهمي است!!
(مراجعه كنيد به اولين سخنراني هاي تلويزيوني آقايان كروبي و موسوي)

· وقتي رفسنجاني و دار و دسته اش از يكي حمايت ميكنند من در صلاحيت آن فرد ترديد ميكنم!
فراموش نميكنم مراسم دوم خرداد را كه چگونه فائزه هاشمي 8 سال اصلاحات را ادامه ي راه رفسنجاني ناميد و كسي هيچ نگفت!
طبيعتا هيچ گروه حكومتي تا در مذاكرات پنهاني منافعش حفظ نشود از كسي حمايت نميكند!
وقتي ناطق نوري هوادار موسوي ميشود، ميترسم...از گرگي در لباس بره ميترسم..از احمدي نژاد با شكل و شمايل جديد ميترسم!

· هراس از اين دارم كه ترس از چاله ما را به چاه بيندازد!
ما از عوام فريبي احمدي نژاد فرار ميكنيم، از رياي دولت نهم فرار ميكنيم ولي به كجا؟!
به دامن گروهي كه به جاي برگزاري جلسات مباحثه اي،با ابزار مختلف سعي در برانگيختن احساسات مردم دارند؟!
مگر نه اين است كه ما معتقديم نبايد از دين استفاده ي ابزاري شود؟!
پس معني نوشتن "يا زهرا" و " يا مهدي" و.. بر روي پوستر هاي تبليغاتي آقاي موسوي چيست؟!
چرا بايد رئيس ستاد آقاي موسوي دليل انتخاب سبز را به عنوان نماد طرفدارانشان،مذهبي بودن اين رنگ بداند؟!
اگر انتخاب يك رنگ، يك كار سمبليك براي اتحاد طرفداران يك كانديدا باشد،ايده ي قشنگ و قابل ستايشي است ولي اگر هدف برانگيختن احساسات مذهبي جمعي از مردم است، توهين به دين است!
دليل دروغ هاي آقاي موسوي در رابطه با حضور در شوراي انقلاب فرهنگي چه بود؟!
من ترجيح ميدم از كسي حمايت كنم كه سنش زياد است، قيافه ي دلچسبي ندارد، موقع حرف زدن صدايش ميگيرد ولي صادقانه سخن ميگويد!

· وقتي ميگفتند آقاي موسوي 20 سال نبوده است ميگفتيم به شرايط كشور معترض بوده است و هرچه از او خواستند تا بيايد، از روي اعتراض نيامده است!
و حالا حتما احساس خطر كرده است يا دلش براي اين مردم سوخته است كه آمده است!
ولي وقتي در اولين نطق تلويزيوني از دوراني سخن ميگفت كه بوده است، ميخواسته باشه ولي او را سانسور ميكرده اند و او چون يك پسر خوب سكوت ميكرده است در دل به خودمان فحش ميداديم كه چه خوش خياليم!
فراموش نكنيم رايزني هاي آقاي كروبي براي آزادي دانشجويان سياسي!
فراموش نكنيم نامه هاي آقاي كروبي را به مقام رهبري، جنتي،فيروزآبادي و..
آيا واقعا آقاي موسوي اجازه ي نوشتن يك مقاله ي انتقادي به اين همه اتفاق ريز و درشت را در اين همه سال نداشته اند؟
اگر نداشته اند، چه شده است كه اجازه ي حضور در انتخابات را يافته اند؟ آيا اتفاق خاصي افتاده است يا قرار بوده بيفتد؟!

· بر خلاف بعضي از دوستان كه حراس از ايجاد جنگ سرد در ايران با حضور آقاي كروبي دارند معتقدم كروبي در كنار صراحت بيان قدرت چانه زني بالايي دارد!
كروبي كسي نيست كه بتوان به او به راحتي انگ "ضد نظام" يا " ضد ولايت" و امثالهم زد بنابراين ميتواند به خوبي در مقابل بسياري از فشارها مقاوت كند!
ميتواند از تغيير قانون اساسي صحبت كند و نترسد!
ميتواند جوياي احوال زندانيان سياسي شود بدون اينكه شريك جرم قلمداد شود!
ميتواند...
ضمنا بعضي از دوستان كه پذيرش حكم حكومتي توسط آقاي كروبي در مجلس ششم را پيراهن عثمان كرده اند اگر در كانديداها، كسي را ميشناسند كه حكم حكومتي را قبول ندارد به ما هم بگوييد تا در بست از ايشان حمايت كنيم!

· ما را ديگر قهرمان پروري بس است!
خاتمي را قهرمان خوانديم و در نهايت او را با نام "ممد چاخان" بدرقه كرديم!
احمدي نژاد را معجزه ي هزاره ي سوم ناميديم و اكنون آرزوي رفتنش را داريم!
لطفا از موسوي اسطوره نسازيم!
يك نفر هرچقدر هم خوب باشد يك نفر است!
وقتي از آقاي كروبي سوال ميشود كه شما فلان مشكل را چگونه حل ميكنيد و او پاسخ ميدهد كه اين مشكل را تيمي كه با من كار مي كنند بايد فكر كند و حل كند، كم كم به داشتن يك رئيس جمهور با اعتقاد به كار جمعي اميدوار ميشويم!



من هم دوست داشتم شرايطي بود كه ميتوانستيم رئيس جمهوري بهتر از آقاي كروبي داشته باشيم ولي بايد باور كنيم كه در اين شرايط ما راهي جز انتخاب بين بد و بدتر نداريم!
پس بياييد فقط به بهانه ي راي آوري يك كانديدا،از آرمان هايمان عقب نشيني نكنيم!
مراقب باشيم ما را جو نگيرد!
چهار سال احساس حماقت را تحمل كردن سخت است!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن1:نوشته متعلق است به محمد فرقانی

پ.ن2:افسوس می خورم برای جوانانی که احساساتشان بر منطقشان پیشی گرفته است.جوانانی که اقتصاد سالم خواستند سیب زمینی گیرشان آمد.حال آزادی می خواهند در حالیکه خودشان با دست خویش به دستان خود دستبند سبز می زنند.

پ.ن3: ما به عقلمان اعتماد میکنیم شما به خاتمی و احساساتتان! زمان قاضی شایسته ای است برای تشخیص راست یا ناراست بودن تصمیمان.

پ.ن4:انقدر دلیل برای حمایت نکردن از موسوی وجود داره که دیگه از گفتنش خسته شدم.واسه همه سایتها لینک درست کرده بودم که متاسفانه پاک شد و چون زیاد بود ایندفعه فقط آدرس ها رو میزارم و شما اگر اینها را در بروزر خود کپی کنید و سایتها رو ببینید هم به من لطف کردید هم به خودتون که درست اننتخاب کنید

http://mokhaalef.blogfa.com/post-294.aspx 


http://alikhoshnoodi.blogfa.com/post-2.aspx          http://paiin.persianblog.ir/post/967 

http://shahabaddin.blogfa.com/post-156.aspx           http://blog.farzaam.info/?p=137

http://heartislands.blogspot.com/2009/05/entekhabat.html 

http://alhosseini.org/2009/05/22/269/       http://jighodaad3.blogfa.com/post-132.aspx

http://alhosseini.org/2009/05/26/564/              http://alhosseini.org/2009/05/22/269
قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 12:27 بعد از ظهر | لینک  |