1.من همین الان حاضرم 5 سال از عمرمو بدم اما این توفیق برام حاصل بشه که دیگه
تا ابد چهرهئ احمدی نژادُ نبینم و مهمتر از اون صدا و لحن سخن گفتنشُ دیگه
نشنوم
؛نماد نژاد
پرستی رفته تو کنفرانس ضد نژاد پرستی شرکت کرده!!!
و بعد از ترک کردن کنفرانس توسط
سران مهمترین کشور های جهان(اتحادیه اروپا،آمریکا،کاناداو...)تو کنفرانس خبری میگه
این کار که توسط چندتا از کشورها!! انجام شده خیـــــلی بده،این کار زشتــــه!.آخه
مگه غیر از این کشور ها بقیه چه نقشی تو معادلات جهانی دارن؟؟؟؟البته نا گفته نمونه
که سخنانش از طرف یکسری از کشورها با تشویق روبرو شد. بعد هم گفته صدای شکستن ستون
های ستم جهانی شنیده میشه؛درسته، شنیده میشه اما اون صدای شکستن استخونای مردم
ایران زیر فشار بی برنامگی ها و ستم هاست.
2.اون از سیاست اینم از ورزش که مایلی
کهن برگشته به قلعه نویی هر چی دلش خواسته گفته
(گنده باقالی،شعبون بی
مخ،سیاهکار،گروهبان قندلی ...که حقشم هست).آخه این تیم ملی با این مربی و با این
حاشیه ها میتونه بره جام جهانی؟؟؟؟؟
3.میر حیسن یا کروبی؛مساله این است.هر کدوم
از یه لحاظ هایی جاذبه و دافعه دارن.
4.نخست وزیر ژاپن هم به حکم صابری اعتراض
کرد(قابل توجه اینکه مادر صابری ژاپنی بوده) و خوب احمدی نژادم که در خواست رسیدگی مجدد داد!!
5.اون خانوم مسنه بود که تو 3
تا پست پایینتر در موردش حرف زدم؛اون واسه کلاسهای آمادگی کانون ثبت نام کرد!!!!!در
حالیکه محدودیت سنی در تهران تا 40 و شهرستان تا 50 است.اومدم بهش بگم که بنده خدا
الکی پول نده اما گفتم شاید ناراحت بشه
6.تو که اومدی چرا جلسه آخر
آخــــــــــــــــــه؟؟یا نمیومدی یا جلسه پیش میومدی که یه قدرت حرکتی می داشتیم
حداقل؛فقط باعث حسرت شدی با آن نگاه های ممتد.![]()
![]()
من نمیدونم چرا نامزدای انتخابات و علی الخصوص میر حسین و کروبی فکر می کنند بزرگترین مشکل جوونای ما گشت ارشادِ،هم کروبی که تو دانشگاه اومده بود رو این مساله تاکید کرد و هم میر حسین تو حرفاش اینو میگه؛اما آیا تنها مشکل ما اینه؟؟(به قول احمدی نژاد مشکل جوونای ما مدل موی سره؛مشکل جوونای ما ایـــــنه؟!!).البته یکی از مشکل ها هست اما قطعاً مهمترینش نیست؛بابا ما آزادی های اساسی رو نداریم،مشکل بیکاری داریم،گرونی و تورم،افسردگی جامعه،عدم امید به زندگی و هزار و یک مشکل دیگه،حالا گشت ارشادم روش.
حالا تو این گیر و دار معصومه ابتکارم پیچ شده که منم کاندید!!!بگو آخه بی خیال معصومه جون.این آرا همینطوری شکسته است دیگه تو بیای که خورد میشه البته اگه شورا نگهبان به عنوان اینکه جزو رجال(مردان) سیاسی نیستی ردت نکنه.
از اردوی اصول گرا هام که دود بلند میشه؛ولی اگه ولایتی بیاد انتخابات خیلی جالبی خواهد شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:امروز بعد از 2 سال که تصمیم به سیستم بستن رو ماشین گرفته بودم بالاخره تصمیمو عملی کردم.
با این تفاسیر به نظر من اگه از تئوری مورد علاقه ایرانی ها یعنی تئوری توطئه بگذریم(که میگه اینا همشون دستشون تو یه کاسه است) تهران و واشنگتن به زودی سر میز مذاکره میشینند و حتی به نظرم رکسانا صابری هم وجه المصالحه است تا ایران با آزاد کردنش هم حسن نیت نشون بده و هم نشون بده که مایل به ایجاد ارتباطه و زمینه رو مهیا کنه.از طرف دیگه امروز هم توی مراسم روز ارتش گفته شد که ایران آمادگی ایجاد امنیت در منطقه رو داره که اینم شاید گواهی باشه بر صحت پیش بینی من.
اما باید منتظر ماند و دید که آیا او با ماست و ما با اوییم یا اینکه مثل ۳۰ سال گذشته نـــــــــــه!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن 1:اینا همه پیش بینیٍ و خوب سیاستم که پدر مادر نداره و احتمال داره که یه اتفاقی بیفته و همه این حرفا پرپر بشه
پ.ن2:امروز هوگو چاوز خواستار ارتباط گرم
با آمریکا شد!! و با اوباما کلی دست داد و دستشو روی شونش گذاشتو اینا.امیدوارم نظر بد به اوباما نداشته باشه.![]()
پ.ن3:نفر دوم در لیست تنفر من مرآتی هست.![]()
پ.ن4:ببخشید که خیلی جدی شد.![]()
بعداً نوشت:گویا منظورمو از وجه المصالحه خوب بیان نکردم و البته حتماً لغت خوبیو انتخاب نکردم چون بر همگان واضح و مبرهن است که صابری اصلاً در حدی نیست که بخواد وجه المصالحه قرار بگیره و این حرف مثل یک شوخیه چون آدمای بسیار گنده تر از این اعتبار خودشونو تو این راه خرج کردن .منظورم این بود که ایران با آزاد کردن اون زمینه رو برای ارتباط آماده میکنه و نشون میده که مایل به مذاکره هست.
بعداً کاشف به عمل اومد که حاج خانوم ۶۶ سالشونه و در واقع یه جورایی جای مامان بزرگ من هستند
ایشون که همین سال پیش کارشناسی گرفتن و فرزند ۳ شهید(ببخشید مادر ۳ شهید هستند
) امسال دارن واسه ارشد آماده می شن(فکر کنم امسال ایشون عنوان دار بلا منازع مسن ترین شرکت کننده باشن
)،و البته ناگفته نمونه که کارشناسی زده بودن بندر و بعد با سهمیه اومدن تهران و برای ارشدم در صدد(درست نوشتم!؟) اجرای همین برنامه هستند.
اما متوجه هستید که ۶۶ سال سن خیلی خیلی زیادی واسه درس خوندن حالا جدا از اینکه با سهمیه بوده و اینکه اصلاً چیزی متوجه میشه یا نه.
حالا ما چند تا سوال واسمون پیش اومده که ۲ تا مهماشو با شما مطرح میکنم: ۱.انگیزه و قصد ایشون از ادامه تحصیل چیه؟؟!! ۲.آیا واقعاً کار دیگه ای نداره مثل نوه داری(توضیح اینکه ۳تا بچه هاش هستن) یا شوهر داری یا ....؟؟
ما که هنوز دنبال جوابیم!!
اما به نظر من که دیگه دست کم هیچ کاری که نخوان در حق ایشون بکنن اینه که یه میدون به نامش بزنند
یا حداقل یه نشان مقاومتی چیزی.
یکی از دوستان پیشنهاد کرده که یه عکس تمام قد ازش بگیریم و بزاریم تو اتاق جلوی میز تا وقتی چشمون بهش میافته علاوه بر اینکه تنمون میلرزه
واسمون ایجاد انگیزه بشه و درس بخونیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:به قول نوید آخرشم این قبول میشه و ما نه و بعد نوبت اونه که به ریش ما بخنده![]()
چرا شورت های زنانه و مردانه ؛ مدل های مختلفی دارن؟؟
اصلا از سوالم تعجب نکنید ! این یه سوال جدی و خیلی خیلی بنیادیه. چیزی که اگه همه ی آدما به اون فکر کنند و جوابش رو به دست بیارند،دنیا گلستان میشه.
انواع شورت زنانه:
شورت های زنانه مدل های بیشتری دارند،ولی این فقط دلیل تنوع طلبی زنان نیست . به هیچ عنوان بلکه نشان دهنده ی تنوع طلبی مردها هم هست ( خیلی هم بد فکر نکنید مطمئنا منظورم زن و شوهرهایی هستند که به هم محرمند !! ).
شورت های ساده داریم،شورت های تورتوی،شورت های بندی،شورت های گل گلی،شورت های خیلی نازک،شورت های پاچه دار و خلاصه انواع و اقسام دیگه که هر کدومش یک کاربردی هم دارد. بعضی ها بیشتر از این که بپوشانند ، تاکید می کنند و بعضی ها هم برای شرایط جنگی ساخته شده اند!
انواع شورت های مردانه:
شورت های مردونه،اصولا از تنوع کم تری برخوردارند. شاید دلیلش عدم حساسیت خانم ها به این مقوله است ( باز هم تاکید می کنم ؛ خانم های محرم شرعی ) چند تا مدل داریم : شورت پهلوی،شورت مامان دوز،شورت با جای خواب،شورت بی جای خواب،شورت گل گلی ( با خانم ها مشترک نیست چون این یکی را فقط پدربزرگ ها استفاده می کنند ) شورت چهل تکه ( جدیدا مد شده و خیلی هم تنوع رنگی دارد )!
چرا ما شورت های یکسانی نمی پوشیم ؟
شورت اصولا خصوصی ترین ، درونی ترین و پنهان ترین لباس انسان است.سوای کاربردهای انکار ناپذیری که برای خانم ها در هنگام پوشیدن دامن و جهت جلوگیری از نتیجه گیری مردهای چشم چران دارد ، کاربرد شورت خیلی هم زیاد نیست.البته در کشورهای اروپایی و امریکایی که ملت با شورت کنار دریا لم می دن و لیموناد ( البته کافرهای شان چیزهای دیگری هم می خورند ) می نوشن،کاربردهای تزیینی هم پیدا می کند ولی مسلم که آدم تا لباس های اصلی اش را درنیاره ؛ شورتش معلوم نمیشه!
تا به حال از خودتون پرسیدید که چرا آدم ها شورت های یکسانی نمی پوشن؟ و این همه تنوع رنگ و مدل در لباسی که شاید شبی یک بار دیده شود ( آن هم برای محرم شرعی !! البته استثناء هم وجود دارد . چون ممکن است شب نباشد و روز باشد ؛ یک بار نباشد و چند بار باشد ؛ محرم نباشد و نامرحم باشد ) برای چیست ؟
جواب این سوآل خیلی اهمیت دارد:
انسان ، برای درونی ترین و شخصی ترین چیزهایش ، دست به انتخاب می زند . مدل های خاص ، رنگ های خاص ، اندازه های خاص ، هر کدام بستگی به فرد و سلیقش داره.در هر کشوی لباسی هم که بگردید ، دست کم سه تا شورت می تونید پیدا کنید.طرف اگر خیلی هم به لباس زیرهایش بی توجهی نشان بده، حداقل سه تا شورت رو داره.
حالا ...
سوآلات مهم :
شورت که دیده نمیشه ، چرا این قدر تنوع رنگ و مدل دارد؟
شورت که دیده نمیشه، چرا ما به اون اهمیت می دهیم؟
شورت که دیده نمیشه، چرا در خریدنش ، معیارهای خاص خودمانو داریم؟
شورت که دیده نمیشه، چرا یه پاره پوره اش رو نمی پوشیم؟
جواب های مهم :
چون انسان برای انتخاب خصوصی ترین چیزهاش،خودش تصمیم می گیره و حرف دیگران برایش اهمیت نداره. وقتی این « چیز خصوصی » اهمیت پیدا می کنه که در معرض دید عموم قرار می گیره. جالبه که ما با این که می دونیم ممکنه شورتمون در طول روز دیده نشه(مگر چه اتفاقی بیفته!! )بازهم چیزی می پوشیم که هم سالم و هم تمیز باشه. شورتی رو می پوشیم که اذیتمون نکنه، تنگ نباشد ،گشاد نباشد ،خودمون دست کم از مدل و رنگش خوشمون بیاد. وقتی یک شورت پاره پوره می پوشیم ، در طول روز همه اش به این فکر می کنیم که چه قدر مؤذب و ناراحتیم . انگار همه دارند می بینند !
نتیجه ی مهم 1 :
شورت آدم و شعور آدم ( منظور همان طرز تفکر است ) ، شباهت های زیادی با هم دارن. شعور هم پنهانی ترین بخش ماست که وقتی حرف می زنیم یا چیزی می نویسیم ، پیدا می شه. فکر کنید چه قدر بده وقتی آدم شلوار ذهنش رو با کلمات پایین می کشه و شورت شعورتش را نشون می ده و همه می بینند که اون زیر چه خبر است
!!
نتیجه ی مهم 2 :
همون طور که ما در کوچه و خیابون راه نمی افتیم و شلوار ملت رو پایین نمی کشیم که ببینیم شورتشون چه مدلی یا چه رنگی است ، شعور و درک و ایمان و عقیده ی افراد رو هم نباید مورد تجسس قرار داد. به ما چه مربوط که طرف تو زندگی خودش چی کار می کنه ؟ به ما چه که زیر شلوار زندگی اش ، چه شورتی رو پوشیده ؟ به ما چه که راه بیافتیم و در به در و خونه به خونه ، شلوار مردم رو پایین بکشیم و از خصوصی ترین چیزای زندگی شون سر در بیاریم ؟
هر کس برای خودش اعتقاداتی داره. مدلی رو انتخاب می کنه . چیزی رو می پسندد . وقتی هم لباسش رو درآورد ، این ما نیستیم که بهش بگیم : « اوه ! این دیگه چه شورتیه که پوشیدی ؟ » بلکه خودش باید به فکر این قضیه باشه . ما فقط نگاه می کنیم و در نهایت به قضاوت می شینیم . نه این که بپریم شورت طرف را بیرون بکشیم و مدلی رو که خودمون دوست داریم ، به لنگش ببندیم !
اگر کسی رو دیدید که لباس درست و حسابی پوشیده ؛ اما شورتش پاره است و با بی خیالی ، همون رو در معرض نمایش گذاشته ، شما به راحتی می تونید دریابید که لباس فاخر تنش ، پشیزی ارزش نداره.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متاسفانه داریم همه گی دچار این بلا می شیم. لباس های فاخر و شورت های کهنه و کثیف . چیزی که به اون « ظاهر سازی » می گن !
امیدوارم اگر روزی ، مجبور شم که لباسم رو در منظر عموم از تن بیرون کنم ، دست کم ، شرمنده ی شورتم نباشم!!
ِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:منبع رو یادم نیست چون یک صفحه تو 360 بود اما احتمال زیاد اون از جایی دزدیده بود و منبع نداشت.
این شعر روی یه شمشیر از دوره زند حک شده بود
اینم عکسش
یکی از دوستام که تازه ازدواج کرده بود یه حرفی زد که خیلی به نظرم جالب اومد؛میگفت ازدواج مثل اینه که چیزی بخری ؛وقتی خریدی دیگه نباید بری هی قیمت کنی چون اگه سرت کلاه رفته باشه ناراحت میشی٬اگرم خوب خریده باشی چشمت میفته به چیزای دیگه و غصه میخوری که میتونستی بهترشو بخری نتیجه اینکه به قول سقراط قبل ازدواج چشماتو خوب باز کن و بعد از ازدواج ببندشون.
پ.ن:قالب بلاگو عوض کردم،فکر کنم بهتر شده اما بازم بگردم ببینم بهتر پیدا میکنم؛شمام نظر بدید دیگه![]()
چه گشتست عاقبت این مردمان را که نقل مجلس است امثال سکسی
به تی وی منتظر تا پاسی از شب که آخر بیند آن سریال سکسی
به پشت میز و سرگرم حساب است دو چشمش در پی آن مال سکسی
همیشه سخت نالان از گرانی ولی در سر همه آمال سکسی
ندارد شغلی و بیکار گشته چرا، چون نیست او را خال سکسی
تضرع میکند نالان دل شب بده ما را خدا اقبال سکسی
به منبر روضه می خواند معمم همه قول است از اقوال سکسی
دو روز دیگرم فرماید آقا که امسال است نامش "سال سکسی"
به سال نو دلم را شاد گردان و حول حالنا احوال سکسی!
توی وبلاگ خودشم شعر هست اما خیلی کمه!از همین جا میخوام از آقا مهدی خواهش کنم بیشتر ما رو مستفیض کنن!
پ.ن:راستی اگه که مشکلی تو مشاهده وبلاگ هست و رنگ پس زمینه نمیزاره مطالب دیده بشه حتماً و خواهشاً بگید که یه قالب ساده انتخاب کنم.
یادم نمیاد کی شمشکو پیشنهاد کرد اما مطمئناً مزخرف ترین پیشنهاد ممکن بود چون اونسال یکی از سردترین عیدا بود و ما هم هیچ علاقه ای به اسکی نداشتیم اما خوب رفتیم دیگه،یادمه که رفتیم تو پیست چرخیدیم و بعد رفتیم یه جا بشینیم غذا بخوریم که در کمال ناراحتی پی بردیم غذا که استامبولی(یا استانبولی؟ یا استمبولی یا؟) بود در حد فاجعه شور شده؛خلاصه یکی از مزخرفترین 13 بدرای عمرم بود اما با این وجود بازم خاطره هاست که میمونه.
حالا دیگه 3 4 سالی میشه که دیگه 13 رو بدر نمیکنیم نحسیشم نمیگیرتمون اما خوب دلم واسه یه 13 بدر شلوغ پلوغ 20 30 نفره تنگ شده.
بعضی وقتا آدم یه حماقت هایی میکنه که بعدش به چیز خوری میفته
مثل من؛
چند روز پیش عازم سفر به اصفهان شدیم منم واسه اینکه وقتی پشت فرمون نیستم حوصلم سر نره(یکی نیست بگه احمق دیگه 4 ساعت راه که 2ساعتشم پشت رلی این حرفارو داره؟)یک کتاب موبایل بود از م.مودب پور(که ابدا راغب نبودم ازش کتابی بخونم چون میدونستم نویسنده بازاریه)به نام یاسمین که ریختم تو گوشیم،رفتنه که نخوندم اما توی برگشت شروع به خوندن کردم و الان پشیمونم؛به خاطر اینکه این کتاب از اول تا تهش فقط بدبختیه و غم و خودکشی و شکست در عشقِ.
یه آدم عادی بی غم این رمانو بخونه ناراحت میشه چه برسه به من که همینطوری اوضام خراب و ناراحتم و تازه داشت اون قضیه یادم میرفت
؛الان دقیقا حس آدمایی دارم که مث سگ پشیمونن
آخه بگو نویسنده محترم بی شعور!! یعنی بقیه رمانای درست حسابی تو دنیا که انقدر فروش دارن این حجم عظیم خودکشی و بد بختی و رنج آدما توش هست؟؟آخه بابا گفتن برای جذابیت یه کم به داستان زخم بزنید اما ندیگه انقدر؛این دیگه مرده بود.
پ.ن:خداحافظ ارشد! شاید سال دیگه.
دوتا جمله از امام علی(ع) هست در این رابطه سخن گفتن و رازداری که خیلی قشنگه اما انصافاً دومی قشنگتره،امیدوارم شما آویزه گوشتون کنید،میفرماید:
سخن، درگرو و اسیر توست، تا آن را نگفتهای، همین كه سخن را بر زبان آوردی، تو در گرو كلامت قرار میگیری.
دختر رازت را عروس هر خواستگاری مکن.
تولد تولد تولدم مبارک تولد تولد تولدم مبارک![]()
بیام شمعارو فوت کنم که 100 سال زنده باشم![]()
![]()
من 22سال پیش در چنین روزی دیده بر جهان گشودم و یه دنیایی رو از وجودم مسرور کردم![]()
دقیقا سر اذان ظهر وقتی الله اکبر گفتن بدنیا اومدم و همیشه خدا رو شکر کردم که بابا مامانم دچار غلیان احساسات مذهبی نشدنو اسممو اکبر نذاشتن![]()
پ.ن:داشتم فکر میکردم که اگه سر گفتن«علی ولی الله» و دقیقاً سر «ولی» بدنیا میومدم اونوقت خیلی بد میشد اگه احساساتشون فوران میکرد![]()
سال نو همگی مبارک باشه
امیدوارم مثل گاو ما ما کنید و خوش باشید٬البته میدونم ما ما کردن گاو ربطی به خوشحالیش نداره اما انتظار ندارین که ساعت ۳ نصف شب حرف بهتری واسه نوشتن پیدا کنم؟؟!![]()
به هر حال خووووووووووووووش باشید![]()
پ.ن:الان به یه نکته مهم پی بردم٬ اینکه بعد از ۶ ماه ساعتی که تو اتاق کامپیوتره داره زمانو درست نشون میده
