تبليغاتX
سرقفلی
نوشتن برای فراموش کردن است نه به خاطر آوردن

فارس:علی کردان،وزیر پیشین کشور دقایقی پیش دار فانی را وداع گفت.

عکس العمل شما در رابطه با این خبر چه بود؟

خوشحال شدید؟ ناراحت شدید؟ یا احساس خاصی نداشتید.

گفته اند زنده باد مخالف من.اگر به این جمله که به نظر من سنگ بنای دموکراسی است عقیده داشته باشیم باید از مرگ یک انسان ناراحت شویم یا دست کم خوشحال نشویم.در خصوص این جمله در شرایط(لابد حساس) کنونی دو نکته مورد توجه است.اولاً اینکه به نظر من خیلی آرمانی است که حالا از خودمان انتظار داشته باشیم به این باور برسیم که زنده باد مخالف من و دوماً، وقتی من خواستار زنده بودن مخالفم هستم که او هم حداقل خواستار مرگ من نباشد.

پس کسانی که در کشتار مردم نقش مستقیم دارند اگر بمیرند من ناراحت که هیچ،خوشحال هم میشوم.

اما از آنجا که باید از جایی تمرین دموکراسی را شروع کنیم به نظر من درست اینست که از مرگ هر کسی خوشحال نشویم.

نمونه ی بارزش علی کردان.

خدا رحمتش کند و از سر تقصیراتش بگذرد.

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 6:7 بعد از ظهر | لینک  | 

نام:احمد زید آبادی          اتهام:تبانی در ایجاد اغتشاش به استناد تلاش برای کاندیداتوری عبدالله

                                        نوری و تبلیغ علیه نظام به استناد نوشتن عبارت روزنامه‌های                                                 مجيزگوی قدرت


نام:بهزاد نبوی                اتهام:اخلال در ترافیک تهران و شرکت در راهپیمایی اعتراضی

نام:عبدالله مومنی           اتهام:اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمعات اعتراضی

نام:علی بهزادیان نژاد       اتهام:بر هم زدن نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام به استناد

                                        کامنت خوانندگان وبلاگ

نام:عبدالفتاح سلطانی      اتهام:تشکيک در انتخابات

نام:محمد لواسانی           اتهام: طراحی سایت میرحسین دات کام

...

...

بدون شرح

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 2:17 قبل از ظهر | لینک  | 

امروز تو موبایلم یه فیلمی دیدم که واقعاً بردم تو فکر.تو این فیلم یه بابایی(گویا گنده لات) دو نفر رو تو یه خونه اسیر کرده و با چماق و چاقو و قداره افتاده به جونشون و یه نفر هم فیلم میگیره. از لا به لای فحشهایی که نثار شون می کرد معلوم شد که قبلاً این دو نفر بعلاوه دوازده نفر دیگه ریختند سر این یارو و تا می خورده زدنش.حالا این بابا هم داشت تلافی می کرد.همه بلاهایی که سرش آورده بودن رو سرشون آورد.فیلم زدن خودشو گذاشته بود و هر کاری باهاش کرده بودند در حد توان جبران می کرد،از خط انداختن تو صورت و دست تا زدن بلوک سیمانی توی سر.

بعد از دیدن این فیلم حدوداً 11 دقیقه ای به این فکر کردم که آیا منم همچین کاری می کردم؛یعنی اگه قدرت انتقام گرفتن داشتم می گرفتم.تو اینکه به طرف حق می دادم این کارو بکنه شک نداشتم.میگفتم خوب زدن داره میزنه.چیز دیگه ای هم که شک نداشتم این بود که داره از انتقامش لذت میبره.کلاً به نظرم از این جمله مسخره تر نیست که لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست،چون از بدیهیاته که انتقام به مراتب لذت بخش تره،درسته مقطعیه اما لذتش بیشتره

به نظرم تنها چیزی که باعث جلوگیری از انتقام میشه انسانیت آدماست.اینکه یه فرقی با حیوون دارند. اینکه اگه اون کاری کرده و اشتباه بوده من چرا اشتباه کنم.

انتقام لذت بخشه،اما حس انسان بودن به مراتب لذت بخش تره.

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 11:54 بعد از ظهر | لینک  | 

تاریخ: ۲۶/۱۰/۵۷  

شاه فرار کرد.

انقلابیون عکس های او را پاره کردند.

 

تاریخ: ۱۳/۸/۸۸ 

هنوز کسی فرار نکرده است.

اما معترضین عکسش را پایمال کردند.

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 6:36 بعد از ظهر | لینک  | 

به همون اندازه که ما الان دلمون میخواد از در و دیوار سفارت روسیه بریم بالا پدرانمون دلشون می خواسته از سفارت آمریکا برن بالا و به همون اندازه که کار اونا اشتباه بوده کار ما هم اشتباهه.

می دونم عمرا و غیر ممکنه که چنین اتفاقی بیفته اما دلم خواست بنویسم

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 5:51 بعد از ظهر | لینک  | 

شما قضاوت کنید.خدایی پسره حق نداره اینطوری فکر کنه؟حداقل تصورش کاملا منطقیه:

پسره قبلا با دختره دوست بوده. بهم میزنند.بعداز چند ماه دختره با پسره چند با برای قضیه درسی همدیگرو می بینند.دختره به نظر میاد با دوست پسر جدیدش بهم زده چون نمیاد دنبالش. دختره و پسره میرن ناهار بخورن، دختره سره ناهار یه تیکه از غذاشو با دست میزاره تو دهنه پسره و چند مورد شبیه به ابن اتفاق میفته

پسره حق نداره  فکر کنه دختره می خواد برگرده؟

 به نظر من که حق داره

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 11:30 بعد از ظهر | لینک  | 

نمیدونم چی بنویسم. یعنی میدونم اما نمیتونم.

فقط اینو میدونم که ناراحتم. شاید بقیه راست بگن هر چند بعیده. اما خیلی بده که آدم طرز رفتار و برخورد درست با دیگران رو بلد نباشه.یعنی همین مشکل باعث یه عاالمه سوء تفاهم و مشکل بزرگ دیگه میشه.

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 11:17 بعد از ظهر | لینک  | 

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

دیگه کاملاً به فنا رفت

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 11:31 قبل از ظهر | لینک  | 

امید واهی خیلی چیز بدیه.چون وقتی معلوم میشه که الکی امید بسته بودی داغون میشی،نابود میشی.


ازم پرسید مشکل چیه، نتونستم جواب بدم که مشکل خود تویی و این فکر هایی که از وجود تو سرچشمه میگیره و وجود منو آزار میده. می خواستم اما نتونستم.نتونستم شاید به این خاطر که هنوز بند هایی هر چند نازک وجود داشت. شاید به این خاطر که هنوز امید واهی داشتم.

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 9:0 بعد از ظهر | لینک  | 

به نظر من یکی از لذت بخش ترین اتفاقات زندگی هنگامی رخ می دهد که شخصی به باورهایت ایمان بیاورد، وقتی که به صحت و سلامت فکرت و عملت اعتراف کنند.

جدا از اینکه باید متحد باشیم یا اینکه نقش کروبی این است که خط شکنی کند و نقش موسوی ...        

اما وقتی از زبان کسی که به موسوی رای داده است می شنوم که «گفتم به کروبی رای بدیمااا، اونم خوبه» لذت می برم از اینکه یک نفر دیگر به جمع معتقدان به باورهایم اضافه شده است.
قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 2:6 قبل از ظهر | لینک  |