عکس العمل شما در رابطه با این خبر چه بود؟
خوشحال شدید؟ ناراحت شدید؟ یا احساس خاصی نداشتید.
گفته اند زنده باد مخالف من.اگر به این جمله که به نظر من سنگ بنای دموکراسی است عقیده داشته باشیم باید از مرگ یک انسان ناراحت شویم یا دست کم خوشحال نشویم.در خصوص این جمله در شرایط(لابد حساس) کنونی دو نکته مورد توجه است.اولاً اینکه به نظر من خیلی آرمانی است که حالا از خودمان انتظار داشته باشیم به این باور برسیم که زنده باد مخالف من و دوماً، وقتی من خواستار زنده بودن مخالفم هستم که او هم حداقل خواستار مرگ من نباشد.
پس کسانی که در کشتار مردم نقش مستقیم دارند اگر بمیرند من ناراحت که هیچ،خوشحال هم میشوم.
اما از آنجا که باید از جایی تمرین دموکراسی را شروع کنیم به نظر من درست اینست که از مرگ هر کسی خوشحال نشویم.
نمونه ی بارزش علی کردان.
خدا رحمتش کند و از سر تقصیراتش بگذرد.
نوری و تبلیغ علیه نظام به استناد نوشتن عبارت روزنامههای مجيزگوی قدرت
نام:بهزاد نبوی اتهام:اخلال در ترافیک تهران و شرکت در راهپیمایی اعتراضی
نام:عبدالله مومنی اتهام:اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمعات اعتراضی
نام:علی بهزادیان نژاد اتهام:بر هم زدن نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام به استناد
کامنت خوانندگان وبلاگ
نام:عبدالفتاح سلطانی اتهام:تشکيک در انتخابات
نام:محمد لواسانی اتهام: طراحی سایت میرحسین دات کام
...
...
بدون شرح
بعد از دیدن این فیلم حدوداً 11 دقیقه ای به این فکر کردم که آیا منم همچین کاری می کردم؛یعنی اگه قدرت انتقام گرفتن داشتم می گرفتم.تو اینکه به طرف حق می دادم این کارو بکنه شک نداشتم.میگفتم خوب زدن داره میزنه.چیز دیگه ای هم که شک نداشتم این بود که داره از انتقامش لذت میبره.کلاً به نظرم از این جمله مسخره تر نیست که لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست،چون از بدیهیاته که انتقام به مراتب لذت بخش تره،درسته مقطعیه اما لذتش بیشتره
به نظرم تنها چیزی که باعث جلوگیری از انتقام میشه انسانیت آدماست.اینکه یه فرقی با حیوون دارند. اینکه اگه اون کاری کرده و اشتباه بوده من چرا اشتباه کنم.
انتقام لذت بخشه،اما حس انسان بودن به مراتب لذت بخش تره.
شاه فرار کرد.
انقلابیون عکس های او را پاره کردند.
تاریخ: ۱۳/۸/۸۸
هنوز کسی فرار نکرده است.
اما معترضین عکسش را پایمال کردند.
می دونم عمرا و غیر ممکنه که چنین اتفاقی بیفته اما دلم خواست بنویسم
پسره قبلا با دختره دوست بوده. بهم میزنند.بعداز چند ماه دختره با پسره چند با برای قضیه درسی همدیگرو می بینند.دختره به نظر میاد با دوست پسر جدیدش بهم زده چون نمیاد دنبالش. دختره و پسره میرن ناهار بخورن، دختره سره ناهار یه تیکه از غذاشو با دست میزاره تو دهنه پسره و چند مورد شبیه به ابن اتفاق میفته
پسره حق نداره فکر کنه دختره می خواد برگرده؟
به نظر من که حق داره
فقط اینو میدونم که ناراحتم. شاید بقیه راست بگن هر چند بعیده. اما خیلی بده که آدم طرز رفتار و برخورد درست با دیگران رو بلد نباشه.یعنی همین مشکل باعث یه عاالمه سوء تفاهم و مشکل بزرگ دیگه میشه.
دیگه کاملاً به فنا رفت
ازم پرسید مشکل چیه، نتونستم جواب بدم که مشکل خود تویی و این فکر هایی که از وجود تو سرچشمه میگیره و وجود منو آزار میده. می خواستم اما نتونستم.نتونستم شاید به این خاطر که هنوز بند هایی هر چند نازک وجود داشت. شاید به این خاطر که هنوز امید واهی داشتم.
جدا از اینکه باید متحد باشیم یا اینکه نقش کروبی این است که خط شکنی کند و نقش موسوی ...
اما وقتی از زبان کسی که به موسوی رای داده است می شنوم که «گفتم به کروبی رای بدیمااا، اونم خوبه» لذت می برم از اینکه یک نفر دیگر به جمع معتقدان به باورهایم اضافه شده است.