تبليغاتX
سرقفلی
نوشتن برای فراموش کردن است نه به خاطر آوردن

نمی دونم چرا اما اومدن به این وبلاگ قلبمو به درد میاره

به قول خودم

لعنت به هر چی خاطرست

چه حوب چه بد

قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 1:51 قبل از ظهر | لینک  | 


آنگاه که خنک نسیم سحر گاهی ،

لا به لای برگهای درختان خانه پدر بزرگ می پیچد ،

و صدای مؤذن از دور دست ،

آرام اما خوش ،

این آوا را گوش نواز تر می کند.

وقتی که رو به آسمان می کنی ،

و به تمام بی اعتقادی هایت شک می کنی .



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 2:55 قبل از ظهر | لینک  | 


مکان: حیاط دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه امام خمینی

زمان: بیست و نهم خرداد هشتاد و هشت


یکی از دانشجویان با لحنی طنز آمیز خطاب به یکی از اساتید حقوق که از چهره اش مشخص است در فکر فرو رفته

_ استاد انقدر تو فکر جمهوریت از دست رفته نظام نباشید

استاد در حالیکه با یک دست کیف چرمی مشکی اش را گرفته و با دست دیگرش بر چانه اش می کشد

_ پسر جان، من نگران اسلامیت شم



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 10:32 بعد از ظهر | لینک  | 


جنگ است. محاصره است. بازی که نیست. غزه را محاصره کرده اند که فشار بیاورند به حزب الله.حالا هی شما کشتی بفرستید، خوب نمی گذارند. مثل اینکه مثلا ما در زمان جنگ بغداد را محاصره می کردیم بعد از همه جای دنیا برایشان جنس و کالا می فرستادند. خوب حق طبیعی ما بود که اجازه ورود ندهیم.

1. روزانه 100 کامیون از طرف اسرائیل مایحتاج غزه را تامین می کند.در حالی که کشتی های مذکور حامل اجناسی به اندازه 20 کامیون بودند

2.جزو کالاهای تحریمی سیمان و تیر آهن است به خاطر ساختن سنگر و موشک. کشتی ها حامل سیمان بودند.

3.خشونت در هر صورت محکوم است. اسرائیل با اخلال در سیستم ناوبری هم می توانست  کشتی را متوقف کند.

4. رییس ستاد کمک های بشر دوستانه به غزه اعلام کرد هیچ کمکی از سوی ایران را قبول نمی کند.

5.دیدن این عکس ها از غزه در محاصره بد نیست.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 12:40 بعد از ظهر | لینک  | 


فاجعه زمانی رخ می دهد که شخصی را نزد "حسین لطفی" رییس دادگاه انقلاب ببری و شخص مذکور در حضور وی دهان بگشوده و بگوید قاضی را خریده اند.

کلام همچون تیری است در چله زبان، وقتی رها شد باز نمی گردد.

نتیجه گیری غیر اخلاقی: تا وقتی نفع مستقیم نداری در حق کسی لطف نکن.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 5:9 بعد از ظهر | لینک  | 


دوستان خودمان را گول نزنیم. این فیلم کار حکومت و برای توجیه طرح حجاب نیست. هر چند نتیجه 30 سال فرهنگ سازی حکومت است.من هم علاقه مند بودم تمام افراد این فیلم بازیگر باشند اما نیستند. این سناریو سازی نیست دوستان، حقیقت است . حقیقتی که عریان خودش را به ما می نمایاند اما ما چشممان را می خواهیم به زور ببندیم.  چرا نمی خواهید باور کنید که این اتفاقات در تهران رخ داده است. منتها همیشه در خفا روی داده این بار علنی شده است. برادر من این فیلم چیز زیاد غریبی نیست. کافیست یکبار هم که شده از محله خودتان پا بیرون گداشته و بری پایین شهر. زیاد هم پایین نرو. تا همین کشتارگاه هم بروی کافیست. روبروی فرهنگسرای بهمن هم این اتفاقات می افتد اگر دختری با آن قیافه بیاید و اهل آن حوالی نباشد. نتیجه سی سال حکومت و اسلامی که اینها عرضه کرده اند جز این نیست.


پ.ن: فیلم مذکور چند ده نفر از جوانان عادی( نه اوباش) در محله خاوران را نشان میدهد که به دنبال دو دختر می دوند و...

پ.ن2: متاسفم. فکر نکنم این گونه حمله های دسته جمعی در هیچ کجای جهان رخ دهد.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 0:40 قبل از ظهر | لینک  | 

 

در آغاز سال همت و کار مضاعف، و در اولین میان تعطیلی تقویم ، حکومت بار دیگر میزان پایبندی به سخنانش را نشان داد.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 8:42 بعد از ظهر | لینک  | 


يه عده از آدمايى كه هيچ وقت دركشون نكردم اونايى هستند كه واسه عروسيشون ماشين با راننده كرايه مى كنند. آدم ژيان خودشو گل بزنه بهتر از اينه كه روز عروسيش يكى ديگه پشت رل باشه و خودش و زنش به جاى حرف زدن بشينن خيابونو نگاه كنند. حالا قضيه وقتى فاجعه آميز تر ميشه كه رانندهم هى با موبايلش فك بزنه.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 4:48 قبل از ظهر | لینک  | 


در سالن سینما عصر جدید روبروی بوفه، قفسه ی کتابی هست و داخل آن کتابی با عنوان "فیلمسازی سوپر" خودنمایی می کند.

از پیشرفت غربی ها در عجبم که برای ساختن آن فیلهایشان هم اصول دارند.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 11:29 قبل از ظهر | لینک  | 


امروز عصر شماره ای که با نام غلام در موبایلم سیو کرده ام پیامکی برایم داد با این متن:

gholam dar gozasht, ruhsh shad

فکر می کنم حدود 10 12 سال پیش بود که "زیر آسمان شهر" پخش میشد و حمید لولایی که نقش خشایار رو بازی میکرد به کیومرث ملک مطیعی می گفت غلام، از همان زمان من به اتفاق برادر و پسر عمه ام شدیم غلام.یادم نیست دفعه اول چرا اینطوری همدیگرو صدا کردیم اما میدونم تا همین الانم که برادر من ازدواج کرده و بچه هم داره ما همچنان غلامیم.انقدر قضیه برای ما عادیه و همه جا همو با همین اسم صدا می کنیم که به پدر مادرامون هم سرایت کرده و حتی دوستای مشترک منو برادرم جدی فکر میکنند این پسر عمه ما اسمش غلام و صداش میزنند آقا غلام!

بعضی چیزایی که به نظر خیلی پیش پا افتاده و مسخره میان باعث اتفاقات خوب و قشنگی میشن، مثل همین غلام که باعث دوستی و محبت بیشتر بین ما سه نفر شده هر چند واقعاً مسخرست.

پ.ن: خدا رحمتش کند کیومرث ملک مطیعی را.

پ.ن: اسم پسر عمه ام امین است.

پ.ن: با دیدن تکه ایی از فیلم روزی روزگاری یادی هم بکنم از خسرو شکیبایی عزیز.



قفل شده توسط بهنام.ز.ک در ساعت 0:31 قبل از ظهر | لینک  |